خرید بک لینک

قول دادی که مرا تا ته دنیا ببری
هر چه در عالم دنیا شده بهرم بخری
زمزمه سازی از این شعر و غزل در گوشم
مثل آهو به همه دشت دل ما بچری
گاه گاهی بنوازی دل غمدار مرا
از سر نهر و عطوفت به رخ ما نگری
نشد آخر تو بدانی که منم شاعرم و
شعر زیبای مرا با دل تنها بخری
مشتی از باغ ادب گل بنشانی به دلم
زخم دلهای مرا مرهم اشکی ببری
۱۳۹۸.۱۱.۲۰ ۲۳:۲۴ "یسار"

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

تمام عمر به شبهای من تو می تابیشدی چو ماه پریچهره ای که در آبیتو همه باغ و گلستان غزل ها شده اییا که در هر شب تنهایی من مهتابیبارها سهم من از بودن تو تنهایی استاز چه رو در همه دشت دلم سیلابیخنده بر

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

در مرگ تنهای من آن زندگی شیرین است
رنگ رخسار من از خون دلم رنگین است
ماه را در پس ابری که نهان می داری
عاقبت اشک ز مهتاب بسی سنگین است
مشتی از خاک مرا بر سر راهی بگذار
تا بدانند که در راه دلی غمگین است
همه از هجر رخ یار سرایند غزل
من سرایم ز تو کهماه غزل آیین است
۱۳۹۸.۱۱.۲۰ ۲۳:۳۸ "یسار"

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

"هوا بس ناجوانمردانه سرد است"
ز جا برخیز که هنگام نبرد است
بشوران بر دل هر اهرمن تیر
زمین و آسمان شهر برد است
خطرها در کمین کشور ماست
مثال تخته و بازی نرد است
اگر خانوش بنشینی گناه است
که ما را چاره آه تو درد است
شکوفا می شود زخم دل ما
از آن بویی که در آهوی زرد است
بنفشه گر گل پر رنگ باغ است
گل یاس زمین گویای درد است
....
۱۳۹۸.۱۱.۲۱ ۲۲:۵۸ "یسار"

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

چو سرو بلند استوار آمدم
ز رویای او خوشگوار آمدم
به شبنم نشسته گل اشک من
چو عطری به بوی نثار آمدم
ز تن های خسته ملولم ملول
به تیمار زخمی ز یار آمدم
بنوشان لبم را می ارغوان
ز مستی رویت به بار آمدم
مثال نسیم بهاری وزان
چو رویای شبهای تار آمدم
تو محبوبه در هر دل با صفا
ز مهر تو پر اعتبار آمدم
غزلخوان دلهای عاشق شدم
به شعر و غزل افتخار آمدم
۱۳۹۸.۱۱.۲۱ ۲۳:۱۶ "یسار"

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

امشب به یاد و نام تو تا صبح نجوا میکنمدرد درون سینه را با اشک سودا می کنمگفتم که نام و یاد تو چون می دهد صبر و قرارگفتا که ذکر اکبر است، دل را مصفا می کنمگفتم که رخسارم چنین گلگون شده از خون دلگفتا بش

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

الهی جامی از عشقش بنوشان
دلش را واله رویش بگردان
ببر از دل قرار و عقل و هوشش
به دشت عاشقی آواره گردان
رخش را خود بشوی با اب دیده
زمین و آسمان باران بباران
رخش نیلی کن از سیلی معشوق
دو چشم از اشک هجرانش بگریان
رقیبان را دلیری ده به عشقش
ز غیرت جان و تن مصلوب گردان
ز هجران رخ یار و دیارش
چنان آتش به قلب او بسوزان
که دود از سر برون سازد همه دم
"الهی عاقبت محمود گردان"
۱۳۹۸.۱۱.۲۲ ۲۰:۴۵ "یسار"

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

عجب مویی عجب رویی عجب دستان و بازویی
عجب قندی عجب شهدی عجب لبهای یاقوتی
عجب رویی عجب چشمی عجب خمیده ابرویی
عجب دشتی عجب یشمی عجب رعنای آهویی
عجب زلفی عجب رویی عجب برفی عجب حرفی
عجب سینه ستبری تو عجب ماه دل آرایی
۱۳۹۸.۱۱.۲۲ ۲۱:۰۴ "یسار"

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

به بزم عاشقی در پیچ و تابمز رخسار گلت مَه در نقابمدلم شوریده با دیدار رویتچنان چنگی به آهنگ ربابمهماره شعر رخسارت سرایمکه اشعارت شود صدها کتابمچنان شوریده حالم در غمت یار که همواره قرین انقلابممزن چنگ

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

در چنین روزی بوددست در دست گرفتیم به همدیده در دیده هم دوخته بودیم دمیهمه دل پر ز تمنای تو بودآندم آمد نفسم بند که گویم حرفیدیده ام گفت سخن از همان عشق حقیقی که میان من توشد پدیدار به یک لحظه نگاهی رو

برچسب: نویسنده: رها احمدپور تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:51

صفحه بندی